هرانسانی مسیرشغلی منحصربه فردخود راداردونمی شودازکسی تقلیدکرد.مسیرشغلی که من می خواهم درموردش صحبت کنم منظورم “کارموردعلاقه” است.کاری که اگرآن راپیداکنیم دیگرکارنیست واسم آن “لذت” است.
بعضی افراداین شانش رادارندکه درسنین خیلی پایین کارموردعلاقه خودراپیدامی کنند.شایددور وبرتان افرادی رابشناسیدکه ازبچگی یاسنین نوجوانی به یک کاری علاقمندشدندوهمان رابرای همیشه ادامه دادند ولی خب اینگونه افراد دراقلیت هستندوافرادبسیارکمی این شانش رادارندوبه قول بزرگی:
“برای اینکه بدانی بایدبرای چه عرق بریزی بایدکلی عرق بریزی”
یعنی بایدکلی کارمتفاوت راامتحان کنی تابفهمی کدام کارباب طبع ومورد علاقه توست.پس اگرهنوزکارموردعلاقه ات راپیدانکردی نگران نباش بایدهنوزجستجوکنی.
من دراین زمینه مقالات زیادی رامطالعه کردم وبه معلومات جدیدی رسیدم که گفتن آن خالی ازلطف نیست.یک مقاله ای خواندم که نوشته بود کارموردعلاقه نداریم وشمادرهرکاری استادشویدخودبه خودعلاقه هم پیش میادواین خودش بارقه ی امیدی هست برای افرادی که درکاری متخصص هستندولی هنوزدرسرشان سودای پیداکردن علاقه شان هست.
آلن دوباتن درکتاب شغل موردعلاقه من می گویداگرمیخواهیدبدانیدکه به چه کاری علاقه داریدبه دوران کودکی خودبرگردیدوببینید اون موقع چه کارهایی روانجام میدادیدومعمولادربزرگسالی نیزبه آن کارهاعلاقمندهستید.یادرکتاب اسب سیاه اقای بهرام پورمیخوانیم که شغل اصلی ما کامل مشخص نیست وامکان دارددرهربرهه ای یک هدف داشته باشیم که اتفاقادرآن موفق هم می شویم ولی بازمیبینیم که باز کارموردعلاقه ماچیزدیگری ست ودوباره دست به کارمی شویم وکارجدیدراشروع می کنیم وبه این شیوه بالاخره راه اصلی خودراپیدامیکنیم.
خب دوستان اگرتیزحس باشیددراین مقاله چندین کتاب خوب هم معرفی شدکه میتونیدسراغش بریدواگاهی خودتان رابالاببرید.
برقرارباشید.




آخرین نظرات: